گفتی: هروقت خواستی گریه کنی

 

 

برو زیر بارون که نکنه یه نامردی اشکتو ببینه و بهت بخنده ...


گفتم: اگه بارون نیومد چی؟


گفتی: اگه چشمه قشنگه تو بباره آسمون گریش میگیره ...


گفتم: یه خواهش دارم وقتی آسمون چشمم خواست بباره تنهام نذار


گفتی: به چشم ...


حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمی باره ..


. تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم میخندی . . . !♥

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٦ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ توسط amir tanhayi نظرات ()