چشم اسمــــــونی

 

گفتی: هروقت خواستی گریه کنی

 

 

برو زیر بارون که نکنه یه نامردی اشکتو ببینه و بهت بخنده ...


گفتم: اگه بارون نیومد چی؟


گفتی: اگه چشمه قشنگه تو بباره آسمون گریش میگیره ...


گفتم: یه خواهش دارم وقتی آسمون چشمم خواست بباره تنهام نذار


گفتی: به چشم ...


حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمی باره ..


. تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم میخندی . . . !♥

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
ghazal

ایــن کــه در آن ، جـــا خــوش کـــرده ای ، دل اســت .. نــه شـــهـر ِ بـــــازی ! تـــــاب ِ بـــــازی نـــــدارد !

ghazal

دل بــه دلم کـه نـدادی پا به پـایـم کـه نـیـامـدی دسـت در دسـتـم کــه نـگـذاشـتـــی سر بــه سـرم دیـگـر نـگـذار کـه قـولـش را بــه بـیـابان داده ام ... apam dadash

جولیا 123

عمو امیر وبلاگت مث همیشه نازه ممنون